السيد محمد حسين الطهراني
128
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
و معلوم شد كه : هدايت قرآن براى واجدين اين معنى است ؛ يعنى در پى تحصيل خشنودى و رضاى حضرت حقّ جلّ و عزّ بوده باشند . بايد دانست : هدايت قرآن اين دسته را ، به سوى راههاى سلام و سلامت است . يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ . و اينك بايد بدانيم : معناى سلام و سبل سلام چيست ؟ ! و قرآن بچه كيفيّتى ما را بدان راهها هدايت مىنمايد ؟ ! معلوم است راههائى كه أفراد بشر به سوى خدا دارند ، راههاى طبعى و طبيعى در خارج نيست ؛ بلكه راههاى نفسانى است ؛ و هركس در درون خود با نفس خود راهى به سوى خدا دارد . و اين راهها بسيار است ؛ و بر أساس سرشت و طينت و خلقت و اراده و اختيارى كه با آن إنسان أعمال خود را بجا مىآورد ؛ معيّن و مقرّر گرديده است . و بالأخره همانطوركه بدنهاى طبيعى و أجسام مردم مختلف است ، نفوس آنها نيز متفاوت است . و ما در تمام عالم از زمان آدم تا روز قيامت ، دو نفرى را نمىتوانيم بيابيم كه : از جهت ساختمان جسمى ، از شكل ، و شمايل ، و صورت ، و اندازه ، و وزن ، و ساير جهات طبيعى يكسان باشند ؛ همانطور نمىتوانيم دو نفرى را بيابيم كه : از جهت أخلاق و صفات ، و غرائز ، و ملكات ، من جميع الجهات يكسان باشند . و بنابراين نفوس حتما با يكدگر تفاوت دارند ؛ زيرا اختلاف أخلاق و صفات ؛ بلكه اختلاف أجساد و بدنها ، در أثر اختلاف نفوس است . و بهعبارتديگر : هركس شاكلهاى دارد كه بر أساس آن نفس و مثال و ذهن و بدن او ساخته شده است . و همين أمر موجب اختلاف نفوس گرديده است ؛ و چون دانستيم كه : راه به سوى خدا بايد به وسيلهء نفس انجام پذيرد ؛ بنابراين حتما راههاى به سوى خدا ، به مقدار تعداد نفوس خلايق خواهد بود . يعنى هركس از أفراد بشر من آدم إلى الخاتم ، من الخاتم إلى يوم القيمة يك راهى بخصوص خود ، و مختصّ به خود ، به سوى خدا دارد ؛ و از اينجاست كه در